تبليغاتX
سمنان مهد دین و ولایت - صدای گریه می شنیدم اما کسی را نمی دیدم !

سمنان مهد دین و ولایت

آخرین خبرها از سمنان

 
            صفحه اصلی        |       عناوین مطالب        |       آرشیو وبلاگ        |       پست الکترونیک             
صدای گریه می شنیدم اما کسی را نمی دیدم !
 

از جمله کراماتی که از آیت الله سید محمد حسن میر جهانی طباطبائی نقل شده ، مطلبی است که آقای سید حسن فاطمی آن را در مقدمه اش بر کتاب السبیکة البیضاء نوشته است و آن را جناب آقای حاج ابوالفضل عرب زاده – مدیر مسئول کتابخانه آیت الله العظمی گلپایگانی در قم – برای او نقل کرده است.

آقای فاطمی می نویسد :

« آقای حاج ابوالفضل عرب زاده – مدیر مسئول کتابخانه آیت الله العظمی گلپایگانی در قم – برای نگارنده این سطور چنین گفت : حدود سال 1348 هـ.ش به اتفاق شخصی به منزل آیت الله میرجهانی رفتیم. در منزل ایشان بنا مشغول کار بود و وی به کارگران کمک می کرد. وقتی وارد شدیم ، با راهنمایی ایشان به اطاقی رفتیم و قضایایی را برایمان تعریف کرد. یکی از خاطراتی را که با گریه برایمان گفت ، چنین بود :

در زمان اقامتم در اصفهان ، مرا به مجلس روضه ای دعوت کردند. وقتی وارد خانه شدم ، صدای گریه می شنیدم اما کسی را نمی دیدم! قضیه را از دعوت کننده پرسیدم ، او گفت : ما جن هستیم و می خواهیم برایمان روضه بخوانی. من هم برایشان روضه می خواندم و آنها هم گریه می کردند».

 

                                                                                      سبیکة البیضاء  ص 13  

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 28 بهمن1387ساعت 16:48  توسط دلسوخته